X
تبلیغات
پَنومُگ نوشت

نماز ساده در میدان مین

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت توسط مصطفی |

امروز بنا به دلیل چند سری کار اداری مجبور شدم حدود یک ساعت ونیمی از این اداره به اون اداره بروم ودراین بین با پیچش های همیشگی برخی کارمندان مواجه شوم.در انجام برخی امورات اداری باید این را به خاطر داشته باشیم پیش برد کار ومشکل اگر با فوت کوزه گری همراه نباشد به شکست منجر میشود.بگذریم

سوار بر ماشین بودم که ناگهان صدای بلند و حرف های رکیک مردی در پیاده رو توجه من را جلب کرد.جلوتر که رفتم دیدم یک مرد تقریبا سی ساله از طریق موبایل دشنام و حرف های زشتی را نثار مخاطبش میکند.در نگاه اول دیدن چنین صحنه ای به نظر طبیعی و حاصل یک عصبانیت فروکش کننده باشد.اما چیزی که تعجب من را برانگیخت این بود که آن فرد در مرکزی ترین نقطه شهر و جلو چشم تعداد زیادی از همشهریان ورهگذران این کار را انجام می داد.این نکته را گفتم چون شهر من جمعیتی ۸۰ تا۹۰ هزار نفری دارد ودر اینجا خیلی ها همدیگر را میشناسند ویا حداقل یک بار به طور تصادفی هم که شده یک دیگر را دیده اند واینگونه رفتارها میتواند عواقب اجتماعی بدی را برای هر فرد داشته باشد.

در فکر این اتفاق بودم که چند متر جلوتر صحنه ای دیگر بیش از پیش مرا شوکه کرد وبه نوعی در بهت فرو برد.دونوجوان با یک مرد کهن سال که موهایش تمام سفید بود درگیر شده بودند به حدی که چند نفر برای جدا کردن انها وارد عمل شدند.

وجود چنین رفتارهایی در تمام جوامع هست حالا یکجا بیشتر یکجاکمتر که نشان دهنده قدرت یاضعف جامعه می باشد.لذا باید پی برد که چرا در یک شهر ایرانی و کوچک که اتفاقا مردان اخلاق زیادی را به این مرزوبوم تحویل داده اینگونه اتفاقاتی رخ می دهد؟؟ در کنار این بی اخلاقی ها شاهد افزایش چشمگیر جرم هم هستیم که برخی مسئولین سعی بر این دارند که آمار واقعی جرم را بپوشانند.

به گفته ی خیلی از کارشناسان و تحلیلگران مسائل اجتماعی واقتصادی و با کمی تفکر وتامل می توان فهمید که رابطه ی مستقیمی بین وضعیت اقتصادی باجرم ورفتار به دوراز شئونات وجود دارد.وهمچنین در حالت های بدتر فساد را در بر خواهد داشت.مسلم است که هیچکس حاضر نیست خود را در خطر بی آبرویی بیندازد مگر اینکه واقعا از لحاظ  درآمدی زیر فشار باشد که برای تامین نیازهای خود وخانواده اش راهی جز دست زدن به جرم و دزدی نداشته باشد.

رعایت اخلاق ودر نظر گرفتن حقوق دیگران یکی ازمهم ترین ویژگی های انسان ها برای زندگی در جامعه است وجوامع برای اینکه در مسیر درست و مشخص گام بردارند و نتیجه ی منطقی حاصل از هدف از پیش تعیین شده داشته باشند ملزم به رعایت اخلاق وحقوق دیگران هستند.با شکسته شدن حریم اخلاقی وایجاد کنش های بدخلقی وبدرفتاری از طرف مسئولین رده بالا به طبع آن واکنش های همسو وگسترش بی اعتمادی در سطح جامعه در پی خواهد داشت. 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت توسط مصطفی |

نشان لياقت "خـــــدا "تنها چند خـــط ساده است.
خــــــــط هاي ساده اي که بر پيشاني ات اضافه مي شود.
و روزي مي رسد که پيشاني ات پر از دستــــخط "خـــــدا "مي شود.
... آيينه ها مي گويند: آن کس زيباتر است که خطــــــــي بر چهره ندارد.
آيينه ها اما دروغ مي گويند.
... دستــــــــخط" خــــــدا" بر هر صفحه اي که بنشيند، زيبايش مي کند.
جوانـــــي بهايي است که در ازاي دستـــــخط "خـــــدا "مي دهيم.
دستـــــــخط "خــــــدا "اما بيش از اينها مي ارزد،
کيست که جوانــــــي اش را به دستــــــــخط" خــــــدا" نفروشد!

 

+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن 1391ساعت توسط مصطفی |

قطعا کسانی که توی زندگی سیاست دارند موفق هستند.اما به زبان ساده به کسی باید گفت سیاستمدار که هم فاکتورهای مثبت و هم فاکتورهای منفی آن را  داشته باشد.

برخی فاکتورهای مثبت:روابط اجتماعی بالاـ علم به کار-اخلاق و...

برخی فاکتورهای منفی:توانایی به هم زدن تفکرجمع درمدت زمان کوتاه-هوچی بازی(برخی اوقات)-تایید حرفهایی که اصلا درست نیست و...

این فاکتورها رو خودم از نزدیک دیدم و حس کردم.البته که فاکتورهای بیشتری هم هست.

آیا سیاست داشتن خوب است؟چند درصد کارها می تواند با سیاست جلو برود؟ 

+ نوشته شده در شنبه سی ام دی 1391ساعت توسط مصطفی |

                                                         چند رباعی از حافظ

امشب زغمت میان خون خواهم خفت                   وز بستر عـــافیت برون خــواهـم خفت
بــاورنــکنی خــیال خـــودرا بـــفـــرست                   تا درنگرد که بی تو چون خواهم خفت

****
                                          
        اوّ ل به وفا می وصالم در داد                            چون مست شدم جام جفا را سر داد 
پر آب دو دیده و پر از آتش دل                             خاک ره او شدم به بادم بر داد 

****

از چرخ  به هر گونه  همی دار امید                       وز گردش روزگار  میلرز چو بید 
گفتی که پس از سیاهی رنگی  نبود                    پس موی سیاه من چرا گشت سپید

****

گفتی که تورا شوم مدار اندیشه                          دل خوش کن وبر صبر گمار اندیشه 
کو صبر و چه دل کانچه  دلش می خوانند              یک قطره  ی خونست وهزار اندیشه

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آذر 1391ساعت توسط مصطفی |

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت توسط مصطفی |

صحنه ای که "آلوارو مونرو" ماتادور معروف اسپانيايى را به گريه انداخت
چون فهميد كه حيوان نمى خواهد با او بجنگد
به نگاه معصوم این حیوان نگاه کنید
گاهی شعور یک حیوان بیشتر از بعضی انسانهاست
ای کاش تمام کسانی که به جنگ دامن میزنند به اندازه این گاو شعور داشتن.

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1391ساعت توسط مصطفی |

نخستین آهنگ اجتماعی از دوست و همشهری خوبم احمد شاکر به نام صراط نو.

تکست:احمد شاکر/آهنگ:سجاد ونوم/میکس ومستر:سوری استار/سنتور:علی طاقداری

دانلود از وبسایت احمد

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1391ساعت توسط مصطفی |

گفتم خدایا پرسشی دارم گفت بپرس...

پرسیدم چرا هنگامی شادم همه با من میخندند ولی هر آن گه اندوهگینم کسی با من نمیگرید؟؟؟

فرمود:شادی ها را برای بدست آوردن دوست آفریده ام ولی اندوه را برای گزینش بهترین دوست

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391ساعت توسط مصطفی |

 دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد 

خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم.

******

 اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند 
                
       دیگر گوسفند نمی درند 
                
     به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند…

******

 می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … ! 
                
                     از همان زمانی که جای " تو " به " من " گفتی : " شما " 
                
     فهمیدم 
                
      پای " او " در میان است  

******

   راســــــتی، 
                
                   دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام…! 
                
                   "حــــال مـــن خـــــــوب اســت" … خــــــوبِ خــــوب

****** 

می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم

 اما 
                
    بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند … 

 



 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1391ساعت توسط مصطفی |

ابوالفضل پورعرب که به دلیل بیماری سرطان مدتها خانه نشین بود،پس از ماه ها در مراسم تجمع هنرمندان برای محکومیت اهانت به پیامبر اسلام(ص) در برابر دوربین رسانه ها قرار گرفت.

من اولین فیلمی که ازش دیدم فکر کنم دستهای آلوده بود.

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت توسط مصطفی |

+ نوشته شده در شنبه هشتم مهر 1391ساعت توسط مصطفی |